تبليغاتX
برگترین آرشیو عکس و داستان و مطالب

برگترین آرشیو عکس و داستان و مطالب


تا که بودیم نبودیم کسی          کشت ما را غم بی همنفسی

حال که رفتیم همگی یار شدند     مونس و یاور و غمخوار شدند

قدر آیینه بدانید تا که هست     نه در آن وقت که افتاد و شکست

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:55 توسط پوریا| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 17:29 توسط پوریا| |

داستانی بسیار زیبا و آموزنده
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:3 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 9:53 توسط پوریا| |

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد


دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی


گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و


دستهای سپیدش را به آب می بخشید و شعرهای خوشی


چون پرنده ها می خواند....


تقدیم به کسی که نمی داند چقدر دوستش دارم...
 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 21:6 توسط پوریا| |


نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 22:18 توسط پوریا| |

یا با هم یکی باشیم ، نه من بی تو باشم و نه تو تنها باشی!

بیا تا عاشق هم باشیم ، تو با عشق من زندگی کن و من با عشق تو نفس میکشم

بیا برای همیشه با هم بمانیم ، با خیال تو زندگی نمیکنم ، همیشه با عشق تو عاشقترینم !

بیا با هم همصدا شویم و ترانه عشق را بخوانیم ، من برای تو میخوانم و تو برای عشقمان بخوان !

بیا تا گلهای باغ زندگی را دسته دسته بچینیم و بهم هدیه دهیم!

بیا تا سرزمین عشق را با حضورمان گلباران کنیم ، شهر عشق را ستاره باران کنیم، تو از من بگو ،

تا من نیز از مهربانی های تو بگویم !

بیا با هم یکدل باشیم ، و یک نفس به عشق هم نفس بکشیم!

عشق ما پاک است ، مظهر این پاکی تویی عزیزم، عشق ما مقدس ، قبله گاه من تویی عزیزم!

بیا با هم باشیم ، با هم بمانیم و یکرنگ باشیم!

عشق من تویی، عشق تو منم ، عشق ما خداست ، پس به خدا خیلی دوستت دارم!

بیا با هم وفادار باشیم ، نه من بی وفا باشم و نه تو پر از گناه باشی!

عشق ما همیشگیست ، تویی سرچشمه این جاودانگی !

ای مهربانم برای من باش ، با من یکی باش و دوستم داشته باش زیرا که من به تو و وجود پر مهرت

نیاز دارم

نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 21:48 توسط پوریا| |

 آرامم ولی آرامش ندارم هنوز...


 از فردا می ترسم...


 نمی دانم فردا که از خواب بیدار می شوم کافرم یا که مسلمانم.


 خودم را دیگر باور ندارم. از اعتماد به نفسم که بعضی وقت ها می گویم نکند هرزه شده هرز شده می ترسم، می گویم نکند اینجا آخر خط است، می گویم نکند دیگر تیک تیک روزهای خدا نتپد توی دلم، آرام بگیرد و من اما بلرزم از پوچ شدنم.


اما باز وقتی از پس حرف ها و ترس هایم بیدار می شوم نمی ترسم، انگار نفسم را دودستی تقدیم شیطان کرده ام.


تازه بعضی وقت ها که گناه می کنم و همان لحظه نگاه می کنم به خودم بدم می آید از خودم اما ادامه می دهم کارم را، از خود بد آمدنم را.


بعضی وقت ها که بالای سرم را به امیدی نگاه می کنم می گویم کجاست آن خدایی که زمین را رام کرده برای من؟


کجاست او که قدرتش گوش همه جا را پر کرده اما مانده در رام کردن کوچکی مثل من؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 21:10 توسط پوریا| |

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 11:58 توسط پوریا| |




ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 13:45 توسط پوریا| |

ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 12:33 توسط پوریا| |


نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 17:10 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 18:44 توسط پوریا| |

روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو
روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم
گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر
اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد
تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام
راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی
میدانستم تو نیز مثل همه …
نمیبخشم تو را …
دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت
نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را
دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام
مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و  غم
تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 18:42 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 13:17 توسط پوریا| |


نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 3:40 توسط پوریا| |


نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 16:52 توسط پوریا| |


نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390ساعت 11:36 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 2:1 توسط پوریا| |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 20:34 توسط پوریا| |

ادامه مطلب موزیک

دانلود کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 19:9 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 1:17 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 1:11 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:35 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:26 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:12 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 16:25 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 10:21 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 10:13 توسط پوریا| |



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 13:52 توسط پوریا| |

Design By : Mihantheme